قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4459

تاريخ الفي ( فارسى )

وقايع سنهء ثلثين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و بيستم از رحلت خير البشر ] در اين سال خاطر سلطان ابو سعيد بهادر خان متوجه انتظام ولايت و احوال خراسان شد كه به واسطهء بيداد نارين طغاى روى به ويرانى آورده بود . امارت آنجا را به امير شيخ على داد و خواجه علاء الدين محمد مستوفى كه به اتفاق نارين طغاى متهم شده بود به سعى وزير صايب تدبير نيكو نهاد از آن ورطه خلاص شده به وزارت خراسان رفت و ( بار ديگر به سعى امير و وزير خراسان روى به معمورى نهاد . ) « 1 » در اين سال ملك ناصر ، حاكم مصر در بيست و پنجم ربيع الآخر در شكار رفت . در شكارگاه از اسب افتاد و دستش بشكست و قريب به دو ساعت مدهوش بود . اضطراب بسيار به امراى مصر راه يافته ، بر سر سلطان جمع شدند . بعد از آنكه به هوش آمد او را سوار كرده به قلعهء قاهره رسانيدند . يكى از طبيبان قبول علاج به شرط آنكه در آن امر شريكى ديگر نداشته باشد شده و از عهدهء سخن خود بيرون آمد . بعد از سى و هفت روز ملك ناصر صحّت كامل يافت و قاهره را آيين بستند ، و به آن خوبى آيين در قاهره ديگر نشان نمىدهند ؛ چه ، تمام امراى مصر با غلامان و رعايا ، مجموع از وى راضى و شاكر بودند . بدانچه دست قدرت ايشان مىرسيد در آذين « 2 » شهر سعى مىكردند ، و ده هزار مثقال زر به طبيب انعام كرد و هر يك از امرا به قدر مرتبهء خود طبيب را رعايت كردند ، چنانچه مدّت العمر روى احتياج نديد .

--> ( 1 ) . از اضافات « ق » است . ( 2 ) . ق : آئين .